درهم برهم

هیچی سیب زمینیام سوختن:»

درهم برهم

هیچی سیب زمینیام سوختن:»

سلام خوش آمدید

سلام مائده بوده و دانشجوی روانشناسی هستم^^

یک نیمچه کتابخونم و از ادبیات تغذیه می‌کنم. 

 اهل انیمه و مانهوا هم هستم

کلا هرجا قصه‌ی خوب باشه منم میشه پیدا کرد حالا چه در کتابخونه‌ی سلطنتی چوسان، چه ور دل مامانبزرگ همسایه که همیشه سرکوچه می‌شینه. 

هواخواه ورشکسته چایم و دلداده‌ی گلها. 

و دیگه....  آها دندون عقلمم داره درمیاد:> 

نظرات (۱۱)

  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • واوووو:))) دانشجوی روانشناسی؟ ذوق زده شدم 

    پاسخ:
    ماکپذنمپرتوپذذپپTT بنده خاک پاتونم
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • عکسی که برای این پست اپلود کردی وایب چو واننینگ میده-

    حالا که فکر میکنم یه همچین سکانسی توی کتابش بود- نکنه خودشه؟

    احتمالا میشناسیش؟

    پاسخ:
    خودشهههههه
    وای وای نگو توهم؟ TTTTTTTTT
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • چ- 

    یعنی تو امپراتور تاشیان جون و یوهنگ آسمان شب رو میشناسی؟=)))

    پاسخ:
    من براشون خودمو آتیش می‌زنمممم=)))) 
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • یعنی میخوای بگی تو هم توی اون روستا بودی و صدای آواز اون دختر رو شنیدی که داشت میگفت «به کمربند پسری که عاشقشم چنگ میزنم» و وقتی که شیزون افتاد تو بغل موزونگشی با چشمای قلبت همه‌اشو دیدی و حس کردی؟:)

    پاسخ:
    بله و همون لحظه قلبم رو به خدایان پیشکش کردم برای خوشبختیشون") 

    +اون موقع که می‌خوندمش ترجمه‌ش آنگو بود و از یجایی گذاشتم تموم شه تا بخونم پس هنوز کامل نخوندمشTT
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • تو هم داشتی از دور به صورت یوهنگ نگاه میکردی وقتی که حرص میخورد که چرا موران ازش قد بلند تر شده، مگه نه؟

    پاسخ:
    دقیقاااا
    و دلم می‌خواست یکی بزنم زیر زانوی موران تا شیزون بشینه روش و از نمای بالا لذت ببره
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • پاسخ:
    جیگرم سوخت اینجا"))) 
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • کاش میزدی زیر زانوش...

    تا کجا خوندیش؟:')

    پاسخ:
    کاش می‌ش-
    شماره چپترش یادم نیست، فکر کنم تا اونجایی که معلوم شد اون خاک بر سر قلابیه و واننیگ رو گرفته بود
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • وای-

    هوابینان و شی‌می-

    خوب شد بقیشو نخوندی:) جهنمه. فراتر از جهنم.

    پاسخ:
    می‌خواستم تلگرام وصل شد بخون-
    سر تا پای این ناول جهنمهTT


    +بازم ناول خوندی؟ 
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • اره... سرد ترین جای این جهنم هم آخرای ناوله، کلا کتاب سوم.

    (گفتم سرد به یاد دیالوگ تاشیان جون که میگفت "جهنم خیلی سرده، واننینگ من تو رو با خودم به گور میبرم")

    :)) امیدوارم زنده بمونی و اعصابت خورد نشه 

     

    + آرههه، فیوریتت چیه؟

    پاسخ:
    من عاشق تراژدیم و امیدوارم بعدش همینجوری بمونمXD
    وای یاد اون موقع‌ هایی که بدن سرد واننیگ رو توی حوض(فکر کنم) نگهمیداشت افتادم")))) 

    +تا به الان قارچ کوچولو")))) 
    یو وو هم میتونه ادعا داشته باشهXD
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • یو وو- گومانگ و مو شی:(

    پاسخ:
    ببین سرش عررررر زدماTT
    وای دلم ری‌رید خواست
  • 冰秋 𝘃𝗻𝗱
  • کامل خوندیش؟ میشه برام اسپویلش کنی اگه یادت مونده-

    من ۳ بار شروعش کردم، هر دفعه ناقص ولش کردم

    فقط میخوام بدونم گومانگ که گرگ به نظر میومد و چیزیم یادش نبود، چطور یادش اومد و بعدش چجوری شد با شی هه جون؟

    پاسخ:
    آره اینو کامل خوندم البته دو سه سال پیش
    خیلی دقیق یادم نیست ولی فکر کنم روح هاش رو از دست داده بود و یجوری به دست آورد
    شی هه جون موشیه؟ 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    درهم برهم

    بدون اینکه چیزی بداند، به دنیا آمده و بدون اینکه چیزی بفهمد، خواهد مرد.
    _Yi Shi Si Zhou

    آخرین مطالب
    پربیننده ترین مطالب