هیچتر
جنگی مهلک بود. همگی زخم بر تن داشته و از نفس افتاده بودند، برخی زخم ها سطحی و تازه و برخی چرک کرده و دردناک مینمود. ولی کسی به آنها رسیدگی نمیکرد، حتی خودشان هم به فکر درمان خویش نبودند. به گوش آنان صدایی جز نفیر خود، آشنا نبوده و جز نبرد، چیزی را حائز اهمیت نمیپنداشتند. در اینجا، هرکه برای پیروزی خود میجنگید؛ بی هیچ عذاب وجدانی خنجر بر تن غریبه ها فرود میآوردند و به راحتی بر زخم عزیزانشان، نمک میپاشیدند. این مکان جهنمیست بی پایان. مگر اینکه از میان آنها شخصی به جای رزم، طبابت پیشه کند...
- ۰۴/۱۱/۰۱
چه قلمی:)